ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
557
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
بنابراين به مدت ده ساعت و بيست دقيقه در اين مسير گام برداشته بوديم ؛ يعنى دو ساعت و سى دقيقه به سوى شمال غربى ، يك ساعت و پنجاه دقيقه به طرف غرب و شش ساعت به سوى شمال غربى راه پيموديم . اين راه در بيابانى فراخ به نام « وادى الحمض » بود . در اين بيابان كه بسيار حاصلخيز بود ، هندوانهء ابو جهل و هيزم فراوانى به چشم مىخورد . در پايان اين راه به سرزمينى سنگى و هموار رسيديم كه در آن راهروهايى در سنگ ساخته شده بود . منطقهء ياد شده را در دو ساعت ، در حالى كه هوا به شدت گرم و سوزان بود طى كرديم . منزلگاه پنجم از قصر عبله تا آبار الحلو يك ساعت پس از غروب شب جمعه 28 محرم ، حركت خود را از قصر آغاز نموديم و تا ساعت پنج از شب به حركت خود ادامه داديم . سپس تا ساعت يازده استراحت كرده و مجددا تا ساعت چهار و چهل و پنج دقيقه ، در روز به حركت خود ادامه داديم و عاقبت در ساعت ياد شده به « آبار الحلو » رسيديم . آب آن بسيار شور و به علّت عدم استفاده از آن ، بدبو شده بود . هيچيك از حجاج از اين آب استفاده نكردند ليكن همگى مقدارى از آن را از ترس نياز ، در مشكهاى خود قرار داديم . چهارپايان را از آن سيراب نموديم ليكن پس از مدتى دچار ادرار شديد شدند ، به طورى كه اسب اينجانب كه بر آن سوار بودم تقريبا هر ده دقيقه ادرار مىكرد . در اين اقامتگاه درختان گز و ماسهء فراوانى وجود داشت . پس از اندكى استراحت . به علّت نبود آب گوارا حركت كرديم . در اين اقامتگاه شترى كه چادرهاى امير مكله و شحر بر آن قرار داشت گم شد كه شخصى از اعراب را به دنبال آن فرستاديم . وى آن را يافت و باز آورد و امير دو ليره ونيزى به دو پاداش داد . مسير ما نخست چهار ساعت به سوى شمال غربى و چهار ساعت و چهل و پنج دقيقه به سمت شمال شرقى و سپس يك ساعت به طرف شمال شرقى بود . اين راه كه شنى و هموار بود ، به وسيلهء كوهها احاطه شده و هيزم فراوانى در راه به چشم مىخورد .